#زحل_پارت_155

مانی _تو و سها در مورد بردیا حرف زدین، اسم منو بردین.

بردیا شاکی گفت:مگه مهمه کی به من گفته؟ مهم اینه که تو لیاقت مادر شدن نداری.

"انگار آب یخ رو سرم ریختن وبعد سرمو تو دیگه آب جوش فرو کردن،جلوی مادرش و طلعت...

طلعت...

برگشتم به طلعت نگاه کردم، وا رفته نگام کرد،زیر لب گفتم ":

_بردیا خدا ازت نگذره.

بردیا بلند گفت:

_چرا؟"با حرص و عصبانیت گفت":چرا خدا نگذره؟نگفته بودی قاتلی...

با حرص و صدای خش دار،در حالی که داشتم سکته می کردم از حرص، گفتم:

_بردیا ساکت می شی یا نه.

بردیا_نه نمی شم


romangram.com | @romangram_com