#زحل_پارت_116

_ نیستم

"تاکیدی و عصبی با حرص و صدای آروم گفت":

_ زحل هستی هستی

جیغ زدم :نیستم ،نیستم ،نیستم یه سال خونه ات بودم ،تو تختت بودم ،غمخوارت بودم عاشق...عاشقت بودم ...ازت پرسیدم برای خونواده ات چی کار می کنی؟ گفتی همه کار ، گفتم از همه چیزو همه کس می گذری؟ گفتی "می گذرم"

با حرص و دندونای رو هم اومد جلوتر و گفت ":

بردیا _ آخه بزنم تو سرت که این قدر بی عقلی ،خونواده پس یعنی چی اگر تو جزو اونا نیستی ؟...

با حرص هولش دادم و با گریه گفتم :

_ تقصیر تواه ،تو منو نمی خواستی ،اگر می خواستی مثل مانی عقدم می کردی ،من از هدی بدتر نبودم ،من معتاد نبودم ،پسر ب

از نبودم ،مثل هدی فقط ساقی بودم ،من عاشقت بودم دنیام بودی همه کسم بودی اما تو فقط منو آلت دستت می دونستی و هوست.

داد زد :این طور نبود .

_ پس چرا باهام ازدواج نکردی ؟


romangram.com | @romangram_com