#زندگی_مهرسا_پارت_134

-چشم اقا شما نگران نباش ..

-مشتی .. مهرسا خونه است .. مراقبش باش . یه وقت شبی نصفه شبی نترسه .. اخر شب هم همه در و پنجره ها رو چک کن .. نذار دری بی قفل بمونه ..

-چشم اقا ..

-دیگه سفارش نکنم مشتی .. جون تو هو جون مهرسا نیام ببینم تنهاش گذاشتی رفتی پی دیدار اقوام .. اون تنهاست . میترسه ها مشتی ..

-چشم اقا .. خیالت راحت باشه ..

-دیگه سفارش نکنم ها باش .. هر چی هم شد .. هر مشکلی پیش اومد این شمارمه بهم زنگ بزن ..

و بعد کارتش ر به دست مشتی داد ..

-به روی چشم اقا .. شما خیالتون راحت باشه .. مرسا خانم دخترمه .. مراقبشم .. ناراحت نباشید ..

برسام خلاصه بعد از کلی حرف زدن دست از سر مشتی بر داشت و به سمت خونه به راه افتاد . حالا کمی خیالش راحت بود .. مشتی ادم با خدایی بود و برسامم خیلی بهش اعتماد داشت ..


romangram.com | @romangram_com