#تولد_نفرین_ها_پارت_150


_حتما زودتر از من رفته دیگه

جالبیش اینجا بود که گینم باهام قهر بود جیکم نبود ویکتوریا وجین واسکالوس هم نبودن به سمت دانشگاه رفتم

.........

کیمیا:هی دختر خوناشام چطوری؟

_علیک سلام...دختر گرگینه

کیمیا:ببینم خوندی یا نه امروز امتحان داریم

_منظورت تسته دیگه دبیرستانی نیستیم که میگی امتحان

کیمیا:اولا کویز هست نه تست...بعدم حالا هرچی خانوم دانشجو

با خنده راه افتادیم سر کلاس...تو کلاس تا دقیقه اخر چشمم به در بود ولی الکساندر نیومد...برام خیلی عجیب بود...با خودم گفتم حتما سرما خورده بعد دانشگاه یه سر به خونشون میزنم اصلا حواسم به حرفای بی سرو ته استاد نبود برگم که خالی دادم...حواسم به کیمیا هم نبود...بعد کلاس بی حواس تو راهرو راه میرفتم که خوردم به یه پسری

_اوه متاسفم حواسم نبود

پسر:اشکال نداره

وراهشو رفت کیمیا امد کنار

romangram.com | @romangram_com