#تنهایی_رها_پارت_213
-نمی خوای حرف بزنی ؟بگو شاید کمی آروم بشی
باصدای خیلی ضعیفی جواب دادم
- چیزی نیست کمی ازنسیم ناراحت شدم اونم زود حل میشه
-مطمعنی ؟
-اهم
کمی جابجا شد
-ببین رها دلم نمی خواد کوچکترین ناراحتی تو ببینم
سرمو بلند کردم نگاهام قفل دو تیله ی قهوای شد که برق خاصی داشت
- منظورتون چیه ؟
نفسشو فوت کردو سرجاش صاف شد
-منظوری ندارم فقط دلم
نمی خواد اشک هیچ دختریو ببینم
یهو حالتش عوض شدو خندید
- موافقی بریم ی جای خوب ماکه ازکلاس جا موندیم
- کجا؟
- موزه ...می دونی من اونجا رو خیلی دوست دارم کلی حال می کنم ازدیدن این همه هنر
ناخواسته خنده ی گشادی کردم
romangram.com | @romangram_com