#سکوت_یک_تردید_پارت_138


_مگه میشه دخترنازم زنگ بزنه و من بد باشم!!؟؟

_واقعا حالت خوبه خوبه دیگه!!؟

_آره عزیزم خودت خوبی!!

_خوبم باباجونم...مامانی خوبه!!؟

_اونم خوبه عزیزم...کی برمیگردین!!؟

_امروز صبح...

_آهان باشه بابایی مواظب خودتون باشید...

_چشم..شماهم خییلیی خیلییی مواظب خودتون باشید....

_باشه باباجون کاری نداری!؟

_نه بابایی خدافظ.‌.

_خداحافظ...

گوشی رو قطع کردم...آخیش..خیالم راحت شد...با خیال راحت از اتاق خارج شدم...همه تو آشپزخونه بودن و صبحونه میخوردن....

آرتان با دیدن من گفت:به به نگاه خانوم صبحتون بخیر....

_صبح همگی بخیر...

نیاز لبخندی زد و گفت:بیا خوشگلم بیا یه چیزی بخور...

_نه فقط یه چایی میخورم امروز میریم دیگه!!؟

_آره عزیزم وسایلتو جمع کردی!!؟

_آره...


romangram.com | @romangram_com