#شروعی_دیگر_پارت_92
آره! تازه یادم اومد، شهاب گفته بود شاهرخ پزشکی خونده و تخصصاش رو گرفته، اما نگفته بود متخصص چیه؟
فکری به سرعت از مغزم عبور کرد، وای اگه اون چیزی که فکرش رو میکنم باشه که معرکهاس!
_شاهرخ
برگشت سمتم:
_بله
بی مقدمه پرسیدم:
_متخصص چی هستی؟
متعجب گفت:
_چطور؟
یعنی شهاب بهش نگفته بود قضیهی تصادف پانیذ رو؟
شونه ای بالا انداختم و گفتم:
_همینطوری
_مغز و اعصاب!
این دو کلمه عجیب شیرین بودن، مخصوصا برای منی که گوش تیز کرده بودم برای شنیدنشون.
شهاب که علاوه بر حرفای بچهها حواسش به حرفای ما هم بود، با لبخند دستی روی شونهی شاهرخ کوبید و گفت:
_بلـه، پس چی فکر کردی؟ داداشم یکی از ماهر ترین متخصصهای مغز و اعصابه، شاید بین صدتا مریض، یه مریض از زیر دستش ناراضی بیرون بیاد.
romangram.com | @romangram_com