#شروعی_دیگر_پارت_109

_بالاخره خندیدی.

نگاهم افتاد به استکان چایی‌های سرد شده.

دستم رو بالا بردم که گارسونی اومد سمتون:

_جانم؟ امری داشتین؟

_داداش اگه میشه این چایی‌های ما رو عوض کن.

برگشتم سمت سوگل و گفتم:

_میوه‌ای یا شکلاتی؟

_چی؟

_کیک دیگه.

_توت فرنگی.

رو به گارسون گفتم:

_آقا بی زحمت دوتا کیک توت فرنگی هم باهاش بیار.

_چشم.

_ممنون.

لبخندی زد و گفت:

_خیلی به هم میاین، خوشبخت بشین.

جان؟ به هم میایم؟ خوشبخت بشیم؟ کی؟ من و سوگل؟

romangram.com | @romangram_com