#_ستاره_پنهان__پارت_256


-بگو؟

سکوت کرد. بعد از دو دقیقه سر جام نشستم و گفتم: خوابی؟

-...

-میعاد!

-هوم

-طلسم با قالیچه باطل میشه؟

-نمی دونم.

سرش رو زیر لحاف برد و من هم دیگه چیزی نپرسیدم.

قالیچه رو که از ماشینش بیرون آورده بود، کنار مال من گذاشت. یاد خاطره ی بدم افتادم اما به روی خودم نیاوردم. هر دو رو باز کردم و گفتم: خب؟

-چیه؟

-تو بگو چیه؟

-تنها چیزی که من می دونم اینه که این قالیچه ها نقشه ی جایی هستند.

-نقشه!!

به طرح های عجیب و غریبشون نگاه کردم و گفتم: چطوری دست خانواده ی ما افتاده؟

-من چه می دونم 200 سال پیش چه خبر بوده!

-این ها 200 سال قدمت دارند؟!!!

romangram.com | @romangram_com