#سفید_برفی_پارت_267


نرگس کنارم نشسته بود و با تعجب گفت:

- گلیا چرا این قدر ناراحتی؟ بابا میاد دیگه!

نرگس از کجای زندگی من خبر داشت؟ میاد؟ آره حتما، مطمئن باش میاد. حتما از آهو دل می کنه میاد پیش من. آره همون که تو می گی!

لبخند کوچکی بهش زدم و گفت:

- آره الکی نگرانم، بی خیال. نرگس هنوز وسایل من توی اتاقم هست؟

- آره عزیزم. هرچی رو با خودت نبرده بودی گذاشتم تو کمدت.

- می شه یه دقیقه برم اونجا؟

- دیوونه اینجا خونه ی تو هم هست، پاشو برو. تا بیای منم چایی رو دم می کنم.

صورتش رو بوسیدم و گفتم:

- خیلی ممنون عزیزم.

آروم از جام بلند شدم و رفتم سمت اتاقم. چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود! به عکس دو نفره ی خودم و خشایار نگاه کردم. وقتی چهارده سالم بود این عکس رو گرفته بودیم. تو یه شهربازی. تولد خشایار بود، با طاها براش تولد گرفته بودیم. طاها پیشنهاد کرد بریم شهربازی، منم که عشق این چیزا رو داشتم!

عکس رو بوسیدم و رفتم سمت کمدم. معلوم بود نرگس خیلی با دقت همه ی وسایلم رو توی کمد گذاشته. همه چیز تمیز و مرتب بود! آروم وسایل رو از توی کمد در آوردم تا بالاخره کتابام رو پیدا کردم. یه ذره خاک روشون بود. دستم رو کشیدم روی جلدشون. دو سال پیش این ها رو خریده بودم. می خواستم برای فوق لیسانس بخونم، ولی هیچ وقت نشد. نمی خواستم به خشایار فشار بیارم. هدف من از ازدواج چی بود؟ درس خوندن ارواح عمه ی نداشتم! آره چقدر من تو این چند ماه درس خوندم! می خواستم جبران کنم، باید جبران این چند ماه رو می کردم. توهان که احتمالا قراره برگرده پیش آهو. منم باید به فکر آیندم باشم.

کتابارو توی یه جعبه گذاشتم و از اتاق اومدم بیرون. نرگس با تعجب به جعبه نگاه کرد و گفت:

- اون جعبه چیه؟

- کتابام رو گذاشتم توش، می خوام با خودم ببرمشون.

با خوشحالی گفت:

- می خوای درس بخونی؟

- آره. خشایار همیشه می گفت آرزوش اینه که من درسم رو ادامه بدم. می خوام آرزوش رو برآورده کنم. خودمم عاشق اینم که درس بخونم.

- وای گلیا خیلی خوشحالم کردی.

می خواستم جوابش رو بدم که یه دفعه صدای زنگ در اومد. یه دفعه قلبم ایستاد. حتما توهان بود. داشتم از خوشحالی بال در می آوردم.

قبل از این که نرگس تکون بخوره دویدم تو حیاط و در رو باز کردم. یه دفعه لبخند روب لبم خشک شد. طاها بود!

طاها اخم کرد و با همون حالت گفت:

- ببینمت؟ چت شده خانوم کوچولو؟ ببین برات هندونه تازه خریدم، از همون شیرینایی که دوست داری!

romangram.com | @romangram_com