#سایه_پارت_498
تو هستی موندنی
تو نزدیکی به من
که آروم دلم
می خوام این و بگم
چه خوشحالم که تو هستی یه وجه خوشکلم
تو هستی پیشم و تورو می بینم
به دنیا می گم و گلم رو از تو باغ آرزوهام چیدم و
قشنگ لحظه هام وقتی
خودم رو از تو می دونم
کنارت مثل یک سایه
همیشه با تو می مونم
بیا با من بیا
همیشه هر کجا
باهات حس می کنم
قشنگه لحظه ها
به چشم من تو زیبایی
قشنگی مثل رویایی
آرمین روبرویش نشسته بود وخیلی عمیق در چشمانش می نگریست سایه با لبخندی ملیح پرسید:
-به چی اینجوری زل زدی ؟
-به چشمای زیبای تو، هیچ می دونی رنگ چشمات خیلی قشنگه
همه وجودش گر گرفت وقلبش را به آتش عشق کشید ،صورتش گلگون شده بود که راز درونش را افشا میکرد پس برای فرار ازدست نگاه ملتهب آرمین نگاهش را به بیرون دوخت وساکت شد ، آرمین دستش را در دست گرفت وبا محبت پرسید :
romangram.com | @romangram_com