#رخصت_پارت_60


_عیب نداره حاج خانم دنیای من همیشه این ریختیه پنج تاحرف مدام تو مخم دو دو میزنه م زاح م

_نگو این حرفو دختر راستی چیشد که دیر کردی؟

_رفتم بیمارستان…..

_بیمارستان برای چی؟

نگاهی به دست پانسمان شده ام انداختم وگفتم سالم رفتم زخمی برگشتم …رو پارفتم ….زمین خورده برگشتم …..

دستمو گذاشتم روقلبمو گفتم اینجام گر گرفته ….

_چرا دختر مگه چیشده؟چی دیدی که حالت بد شده ..؟

_بیخیالش…شمام غصه دار میکنم …

_بگو ….مادر اذیت نکن خودتو ….

این زن عجیب به شکل طوقی بود صاف عین کف دست دست …دلش بی ریا …زبونش گرم …ودلنشین

گفتمو گفتم ….از همه دری براش گفتم ….افتخارات خانودگی اخیرمونم گفتم …

دستشو روی شونم گذلشت وگفت شیر مادرت حلالت دختر…..

_________

بایه دنیا سردرد بیدارشدم این روزا باگذشته تومنی دوزار توفیر داره …

قدیما غصه خوردنام یه تریپ دیگه بود

دستشویی رفتمو دست وصورتم روشستم …نمیدونم نقش من تو این خونه چیه اما هرچی هست خوبه ..

صدای زنگ گوشیم بلند شد یه شماره ی ناشناس

_الو

_الو سلام اجی

_اشتباه گرفتی بچه جون من ابجی هیچکس نیستم دختر هیچ کسی هم نیستم اینو به مادرت بگو

_ابجی قطع نکن تو روخدا بابا دلش میخواد ببینتت

زود بیا تازه به هوش اومده

_نچ نمیام …مگه من نمک پاچ نبودم ….مگه من سرخر نبودم کجا بیام ؟ بیام که عقده هاتون رو بارم کنین

_نه ابجی نه فدات بشم مهران یه غلطی کردیه نادونی کرد تو بزرگی تو ببخش

_نمیشع بخشید داش کوچیکه نمیشه این دل من کیسه بوکس نیست …یعنی قبلا بود والان پوکیده داغونه

_اجی جون طوقی بیا

_دِ قسم نده لاکردار اگه جون یکی برام مهم باشه تو کل دنیا همونه وخلاص …

صداش گریه دارشد ملتمس شد ودلمو لرزوند

_ابجی تروخدا بیا


romangram.com | @romangram_com