#رخصت_پارت_240
و دوباره تو سرم اکو شد من به محمد زدم
تو خیلی غلط زیادی کردی مردک که اینطور باافتخار میگی من بهش زدم …
شقیقه هامو با دست فشار دادم و گفتم باورم نمیشه کاپیتان….
و دو باره با دستایی که از استرس در حال پوکیدن بود نامه رو ادامه دادن
نمیدونم ….یعنی مطمعنم که نمیبخشی
رفتنم رو پای فرارم نزار …
اگه خواستی قصاصم کنی ادرسمو از حاجی بگیر ….فقط دراون صورته که حاجی بهت ادرس میده …
و بازم تکرار میکنم …
من تو این ده سال فقط مردگی کردم …
یه لحظه صدای جیغ محمد از گوشام پر نکشیده ….
و من …
دوست دارت سورنا
نامه رو مچاله کردم و دستمو روی گوشم گذاشتم و صدای فریادم توسرم پیچید
نامرررررررررد…..
داداشم …محمدم ….عزیزکم ….
و بازم گریه ….
و گریه کردم و رفتم سمت ضریح …
و بازم تا میتونستم گریه کردم
برای عزیزی که انگار همین حالا از دست رفته ….
ماهور مگه خودت همیشه نمیگفتی تقصیر هیچکس نبود …..
تو خودت رو بزارجای اون …نمیترسی…
_میترسم اما پای خریتی که میکنم میمونم …
مگه نمیگفتی تقصیر هیچ کس نبود …
مگه نمیگفتی …تقصیر بابات که اون موقع نبود …نبود ..
تقصیر مادرت که از همه جا بی خبر بود نبود ….
مگه نمیگفتی قسمت بود ..مگه نمیگفتی خواست خدا بود ..
الان چرا ؟..زدی زیر حرفت؟
تو که اهل دبه کردن نبودی ماهور ….
تو که اهل زیر حرف زدن نبودی …
romangram.com | @romangram_com