#رخصت_پارت_189
نمیتونمو گریه میکنم
گریه برای دختر عادی رویایی من دختری که نه موهاش بلونده نه چشماش سبزه ….
گریه برای اون چشمایی که عجیب شبیه چشمای دخترک بودن و من باعث شدم بسته بشن …..
گریه برای گ*ن*ا*ه کرده و حکم ابد ده ساله ای که برای خودم بریدم
کم اوردم …سنگینه این راز…سنگین ….
سنگین سنگین
و بانوای تلخ دلم زمزمه کردم
ندارمت اما…
دوست داشتنت را عاشقم.
اینکه شب ها با خیال خامی بخوابم
و صبح با امید مضحکی چشم باز کنم
من به این ناعلاجی خود معتادم
و خیال عاقل شدن هم ندارم.
آه !اگر بدانی درد تو چه ل*ذ*تی دارد..!
ندارمت افسوس..!
اما …دوستت دارم!
و من؛
این دوست داشتن تو را هم
دوست دارم…
#یاشار_عبدالملکی
❤️ماهور❤️
تودلم غوغا به پاس هرچی این پهلو اون پهلو کردم خوابم نبرد یه چیزی رودلم سنگینی میکرد ازجام بلندشدمو رفتم پیش رفیقم
چقد این روزا دورم ازت رفیق…..
فقط طوقیمو ازتو لونه بیرون اوردم اخرای پاییز بود وهوا سوز داشت
بردمش تو خرپشته
و نشستم رو پله ها
نمیدونم چجوری شد که یه قطره اشک ازگوشه ی چشمم سُر خورد
نفس عمیقی کشیدم که راهش بازنشه و داغونم نکنه ….
و زمزمه کردم طوقی خوب وباصفا ….
اروم لای پراشو بازکردمو ب*و*سیدم
romangram.com | @romangram_com