#رخصت_پارت_133
و گوشی قطع کردم
این نبودن ها از کجاست
این نبودن ها چرا همیشگیه اخه آخدا …..
خدایا…؟
د آخه نوکرتم…
چرا انقد باهام کلنجار میری..؟؟
مگه من هم قد توام..؟؟
الان من تنها از کجا بیارم این همه پولو….
در اتاق باز شد وسوری خانم تو چارچوب در واساد
سلام ارومی گفتم و نگامو به گلای قالی دوختم
_سلام دخترم
اومد جلوتر وگفت اوووو نگاش کن چه اخماش تو همه
چیزی شده مادر
_نه حاج خانم چیزی نیست
_باشه توگفتیو منم باور کردم
لبخندی ساختگی زدمو گفتم چیزی نیست ….
رو تخت دراز کشیده بودمو داشتم خر خونی میکردم اما مخم پر بود از دردام
دیگه جایی واسه درس نبود ….
با صدای ماهور …ماهور گفتن بهار از اتاق بیرون رفتمو گفتم بله ؟
_شام حاظره بیا
_ممنون نمیخورم
خندید وگفت بیا رفته خونه سوگند اینا …
سوگند؟اون جا واس خاطر چی ؟یعنی کاپیتان اهل این برنامه هاست؟
شونه هامو بالا انداختم و رفتم سرمیز
عه این که اینجاست
نمیدونم چرا از دیدنش خجالت میکشیدم
با من من گفتم من ….من …میرم درس بخونم گرسنم نیست
تا عکس العمل منو دید
از جاش بلند شدو گفت منم گرسنه نیستم شب بخیر
و رفت تو گنگی مطلب مونده بودم که سوری خانم با لبخند پرسید بازم حرفتون شده؟
romangram.com | @romangram_com