#رخصت_پارت_109

کوپ کرده حتما

خودشو جمع وجورکرد وگفت ….

من …من واقعا راجب رفتار سایه ازتون عذرمیخوام

بابی تفاوتی گفتم مهم نیست

(مشتی…

خدا هم مارو دوس نداش اون ک بندشی نوکرتم )

والا

_خواهش میکنم باهاش کل کل نکن میدونم ادم تند خو و یک دنده ایه اما مهمون منه و نمیتونم بهش حرفی بزنم میترسم ناراحت بشه

ذکی اینارو …ناراحتی ما پشیزی واس کسی نمی ارزه

_بعله کل کل نمیکنم جواب نمیدم هرکی هرچی بارم کرد لال میمیرم و خلاص

ازجا بلندشدمو دستم رو دستگیره موندچونکه صدام کرد

_ماهورخانوم

_هوم؟

_من که عذر خواهی کردم

برگشتم طرفش و باحرص گفتم تو اگه بیل زنی باغچه خودتو بیل بزن که هنوزم ازت شاکیم لازم نکرده سنگ یکی دیگه رو بع سینه بزنی

واز اتاق زدم بیرونو درو بستم

ای بابا مارو با درشکه چی های قاجار اشتب گرفتن همه میخوان سوارمون بشن

ازپله ها میرفتم پایین که عجوزه صدام کرد

_هی دختر

تصمیم گرفتم جواب دندون شکن بدم که اگه وابدم زنده نمیزارنم اقام همیشه میگه جواب های هویه

_هان چیه چیمیگی

بادیدن سوگند شوکه شدم و شوکه ترازمن دختره بود که باتعجب نگاه میکرد

تو ….تو …بامنی؟

_غیر تومگه کسی صدام زد

ههههه جیگرم حال اومد دختره ی رودار

بااون قیافش عین خدابیامرز ننه ی سمد ِ (همون سمد خودمون سمد ارتیست میشود و…)

باتعجب نگا میکرد منم با پررویی ….مادر نزاییده یکی جلوم شاخ بازی دربیاره

_برو سورنا روصدا کن بگو سوگند اومده

نچ بلندی از عصبانیت کشیدم

پوزخند پررنگ رولب سوگند آتیش زد منو

romangram.com | @romangram_com