#رخصت_پارت_108


اونجا کیه کیه پشت دیوارکیه سایشو من میبینم

در بازشد وبهار بالبخند نگام کردوگفت واوو یِس

چیزه راستی اقا سورنا گفتن بیام دنبالت کارت داره

_منو؟

_اوهوم

_الان میام

رفتم سمت روسری که سوری خانم گفت اون نه

باتعجب نگاش کردمو گفتم چی نه؟

شال تو دستش رو به سمتم گرفت و گفت این

_نه ….

_اره

_حاج خانم تو روجدت من تاحالا شال نپوشیدم

اومد جلو شالو سرم کرد وموهامو هل داد تو

دوسه روزه دیگه مادر تحمل کن

از اتاق بیرون رفتم

وپله هارو به قصد رفتن به اتاق دزدان دریایی کاراعیب

یکی درمیون بالا رفتم پشت در واسادمو در زدم

_بفرمایین

درو بازکردم وارد شدم

_سام علیک

_سلام صبحت بخیر

این بشرم معلوم نی باخودش چند چندِ

یه دف جمع میبنده یه دف مفرد میگه

_هم چونین بامن فرمایشی بود؟

_بله بفرمایین بشینین

نگفتم؟کلا دیوانس

نشستم رو کاناپه اتاق

سرشو ازاون موقع به کتاب تو دستش دوخته بود

نگاشو اورد بالا و یه تای ابروش پرید بالا


romangram.com | @romangram_com