#رخ_دیوانه_پارت_190


به پیش نهاد ایوان میرم بیش دکتر خانوادگیم

بعد پرسیدن چند سوال ونوشتن یک ازمایش خون قرار شد فردا برم پیشش

یکم نگران ایوانم

نگرانم مثل سری قبل نباشه که کم خونی داشتم خیلی هر دو اذییت شدیم

از یک زن حامله بدتر بودم هیچ چیز نمیتونستم بخورم معدلم قبول نمیکرد

بوی خیلی چیزا اذییتم میکرد سر گیجه و نفس تنگی

بیچاره ایوان بیشتر من اذییت میشد خیلی شب ها میدیدم بیداره بخاطر من که نمیخوابیدم

امروز قرار برم پیش دکتر ایوان شرکت میخواست بیاد اما خودم گفتم نمیخواد نگران نباش

دکتر که برگه ازمایش دید گفت به نظرت توی زندگی مشترک این قدر شناخت بهم پیدا کردین؟

عجیب بود این سوال برام خوب صد در صد شناخت زیادی پیدا کرده بودیم

به دکتر گفتم میتونم بگم تا حد زیادی شناخت داریم

دکتر گفت :یعنی این قدر به زندگیتون مطمین هستی که بتونین یک نفر دیگه توی جمع دو نفرتون راه بدین؟


romangram.com | @romangram_com