#رخ_دیوانه_پارت_171

تند نرو خانم نکونام اتفاقی بود فکر نکنم دیگه بخوام اسم امل تو دوباره به زبانم بیارم

این چی گفت گفت اسم من امل میکشمش

به چه حقی به اسم من میگی امل حالا اسم خودت خیلی خوب ایوان ادم یاد شامپو می افته

انگار درد فراموش کرده بودم اونم همین میخواست که حواسم پرت بشه .

رسیدیم نگاهی کردم اوه خدای من اینجا چه خوشگل احتمالا اینجا بیمارستان یا هتل

پیاده میشم راه رفتن با کفشام اونم توی این شرایط برام سخت با این که سعی کردم پاشنه کمی داشت باشه اما عصبیم کرده

ایوان نگاهی بهم کرد گفت اگر سختت دستت بگیرم نگاهی تند بهش کردم

تک خنده کرد گفت چی خوب فقط خواستم کمکی کرده باشم ،

لازم نکرده اقای راستاد دستم ناقص شده نه پاهام

همین موقع سیبا خودش بهم رساند

بعد عکس گرفتن مشخص شد دستم مو برداشت و من عصبی از دست ناقصم حالا پروژه هام چیکار کنم

نگاه تندی به ایوان کردم گفتم ببین چیکار کردی حالا من با دست اتل بسته چیکار کنم پروژه های دانشگاهم ماند نمیتونستی مراقب باشی ،

ارام دختر چیزی نشده که راستی رشتت چی

romangram.com | @romangram_com