#پونه_(جلد_دوم)_پارت_98

امير حسين پرسيد:

_ خ...خيلي م...معطل شدي؟ببخشيد د... ديگه.ک...کتي...معطل کرد.

سعي کردم خودمو عادي نشون بدم .تيکه ي کلوچه رو توي دهنم گذاشتم و در حاليکه هيچي از مزه ش نفهميده بودم جواب دادم:

_ نه خيلي.منتظرتون بودم که اون آقا اومد ازم آدرس پرسيد.

منتظر موندم که سوال جوابم کنن ولي بر خلاف انتظارم کتايون با اعتراض به نامزدش گفت:

_ د!امير حسين!چي ميگي!من کي معطل کردم؟خيلي هم زود آماده شدم.

امير حسين در حاليکه فرمون ماشينو مي چرخوند جواب داد:

_ ن...نگفتم ک...که دير حاضر ش...شدي...گ...گفتم...م..معطل کردي...

کتايون با حرص پرسيد:

_ بد کردم واست خوراکي خريدم؟


romangram.com | @romangram_com