#پونه_(جلد_دوم)_پارت_182
اما نميشد چون نمي تونستم جلوي گوشامو بگيرم :
_ کارتون خيلي سخت و خطرناکه نه؟
با سوال کيان چشممو از ليست گرفتم و زير چشمي نگاشون کردم و شنيدم که علي خنديد و جواب داد:
_ آره ولي به خاطر همين سختيشه که من دوستش دارم.
با جواب اون دوباره به کاغذ توي دستم نگاه کردم:
_ دو بسته کشمش...
_ نمي ترسي از اون بالا بيفتي پايين؟
کيان پرسيد و علي جواب داد:
_افتادن يا نيفتادن من دست خداست شما نگران نباش.
چشمامو بين قفسه ي ادويه جات گردوندم و فلفل سياهو پيدا کردم .
romangram.com | @romangram_com