#پارلا_پارت_188


پرسیدم:

چه موضوعی؟

سیاوش گفت:

در مورد علیرضا... .

در دل گفتم:

دوباره شروع شد.

با بی علاقگی گفتم:

باید چی کار کنم؟

سیاوش گفت:

باید کنار بکشی.

با تعجب گفتم:

چی؟

سیاوش چیزی نگفت. با ناباوری سر تکان دادم و گفتم:

آخه برای چی؟ نگو که گند زدم!

سیاوش گفت:

نه... قضیه تو نیستی... قضیه خود علیرضاست... راستش... نمی دونم چه طور بگم... یه جورایی این موضوع برمی گرده به همون دوست علیرضا که دیدیش. نمی تونم اطلاعات زیادی در این زمینه بهت بدم ولی... باید یه مدت ازش دور بمونی... علیرضا داره از ایران می ره پارلا... وظیفه ی تو اینه که کنار بکشی. باشه؟

گیج شده بودم. گفتم:

یعنی چی که بذارم بره؟

سیاوش گفت:

ازت می خوام که این چند روز از خونه بیرون نری... نه سر کار ... نه دانشگاه... هیچ جا نرو. خیلی چیزها عوض شده... نباید از در خونه تون بیرون بیای فهمیدی؟ یه نفر رو برای مراقبت ازت می ذاریم... .

romangram.com | @romangram_com