#پانتومیم_پارت_318

خندیدم و دیدم خبری از سینا نیست و کلا حتی جشن نامزدیشونم فرق داشت
داماد قبل عروس کلی تخلیه انرژی کرده بود! مامان سینا رو تشخیص دادم.
سینا کاملا شبیهش بود مخصوصا چشمای مورب و تیره شون
بقیه رو نمی تونستم تشخیص بدم
سینا و پری از پله ها آروم آروم اومدن پایین و پری یه لباس سفید و کوتاه پفی عروسکی پوشیده بود که نیم تنه بالاش اندازه یه بند انگشت از دامنش جدا بود.
لبخند عمیقی زدم آرایش لایت و قشنگی داشت.
پری با لحن با مزه ای در گوشم گفت:
-دوباره تاکید می کنم...اونم پریه منم پریم
اونم سن منه...بعد مخ زد و خودش رو به سینا انداخت من هنوز سینگل به گورم
خندم رو قورت دادم و پری برامون چشمک زد و دستش رو دور بازوی سینا انداخت و همه دست می زدن و خواهر سینا و پری رو سرشون نقل می ریختن
خواهر سینا اصلا شبیهش نبود...
خیلی ساده تر و تپلی بود و اسمشم
نمی دونستم
پری و سینا رفتن تو جایگاه و روی صندلیشون انتهای سالن نشستن و همه نزدیک تر شدیم
عاقد که یه مرد میان سال و بور بود اومد و خطبه رو خوند و پری ام نهایت عشوه رو برای سینا میومد و سینا برخلاف پسرای قصه ها به جای رمانتیک نگاه کردن به پری با نیش شل و لپای قرمز شده هی دم گوش پری چیزی می گفت و پری چشماش گرد میشد
هممون خندمون گرفته بود یه لحظه سرم رو چرخوندم و متوجه امیر شدم خیره و عصبی نگام می کرد
چشم ازش گرفتم و صدای بله گفتن پری و تشویق همه باعث شد لبخند بزنم
امید وار بودم خوشبخت بشن.‌

آهنگ دوباره پخش شد و همه کادو هاشون رو دادن و امیرم پاکتی رو به سمت سینا گرفت و احتمالا سکه یا پول بود
سرم رو چرخوندم و به سمت دختر جوون و سینی به دست رفتم و لیوانی آب برداشتم و خواستم بخورم که چشمام ریز شد
سرم رو برگردوندم و به سینا که بین جمع مثل مستا می رقصید و دسته پری رو گرفته و تکون تکونش می داد خیره شدم
به شیشه های مشروب روی میز گوشه سالن زل زدم
اگر داستانا و رمانا برعکس بشن چی!؟
اگر دختره از عمد مست بشه چی!؟
نیشخند مرموزی زدم
اگر اصلا مست نشه و تنها وانمود کنه چی!
هم‌ می تونم اون شبی که خواستم رو داشته باشم هم خودم رو خالی کنم!
میشد...نمی شد!
من هیچ وقت از تئاتر و بازیگری خوشم نیومده اما انگار تو این کار استعداد دارم

romangram.com | @romangram_com