#پانتومیم_پارت_227

چه مصلحتی بود که پسرا مژه های طبیعیشون از مژه های دخترا بلند تر و فر تر بود!
این مژه های بلندش عجیب اعصابم و به هم میریخت.
پسرم این همه مژه دار!؟
چشمام و لوچ کردم و به مژه هاش زل زدم و بینیم و چین دادم که یهو چشماش باز شد و جیغی زدم و اونم جیغ زد‌!
حالا من هی جیغ میزنم اون جیغ میزنه.
البته صدای خش دار و عجیبش فریادی شکل بود تا جیغ.
من با دیدن چشمای سرخ و ترسناکش که یهو باز شده بودن ترسیده بودم و اون احتمالا از لولویی که موهاش دورش ریخته بود و چشماش و لوچ و لباش و غنچه کرده بود ترسیده بود.
یهو نیم خیز شد که از ترس عقب پریدم و برخلاف فیلم ها و رمانای فانتزی به جای این که پرت شم رو سینش و فضا شاعرانه شه با ما تهتم تلپ خوردم زمین.
-آیی.
امیر بهت زده داد زد:
-آرام بالا سر من چی کار می کنی تو!
نمی فهمیدم چی میگه فقط از درد تو خودم میپیچیدم دید جواب ندادم نگران شد و به سمتم اومد...
-چیزیت شد؟
با نگرانی خم شد سمتم و بازوم و گرفت و من همچنان ناله می کردم.
-کجات درد میکنه؟کمرته؟
با درد گفتم:
-دست نزن.
عصبی گفت:
-یه لحظه دست میزنم تکونش میدم ببینم جدیه یا نه.پات پیچ خورد؟
با اعصبانیت از درد زیادم جیغ زدم:
-باسنم درد میکنه میخوای تکونش بدی!؟
بهت زده نگاهم کرد و یهو زد زیر خنده.
منم با بهت نگاهش کردم...تازه فهمیدم چی گفتم.
-نه یعنی...ما تهتم...اسم دیگش چی بود؟
دنبل چه...همون جا...نشیمن گاه...محل دفع ادرار...محل...
اون قدر هول شده بودم تند نند حرف میزدم و هرلحظه شدت خنده امیر بیشتر میشد.
با درد جیغ زدم:
-نخند درد دارم.
امیر یهو خندش و خورد و گفت:
-آرام این اخلاق جیغ جیغویی و آیلینی شکلت تازه پدیدار شده ها...

romangram.com | @romangram_com