#پانتومیم_پارت_195

از بیخیالی و بی حسیش لجم گرفت
-آیلین تقصیری نداشته
ابرو بالا انداخت و قاشقش رو انداخت تو ظرفش و گفت:
-اره تو این که مهراد عوضیه شکی نیست ولی بلند پروازی های خواهرتم این وسط نقش داشته
سعی کردم جلوی اخم کردنم رو بگیرم و از خودم دفاع کنم!
-آیلین بلند پرواز نبود
تکیه به صندلیش زد و دست به سینه گفت:
-باشه...میشه بگی پس چرا دنبال پسرای پرشه سوار و پولدار بود؟گرفتن کادو ازشون و زدن تیپای باکلاس و ...
نفس عمیقی کشیدم تا مثل آرام رفتار کنم.
-آیلین دوست نداشت هشتش گروی نهش باشه...دوست نداشت حرص پول قبض و آب و برق رو بزنه..دوست نداشت بچه هاش تو کمبود بزرگ بشن یا به خاطر یه تصادف کوچیک تو پرایدی که هیچ امنیتی نداره در جا بمیره!
به چشماش زل زدم و به سمتش متمایل شدم و ادامه دادم:
-آیلین عاشق ارایش کردن بود،نه تندش...
نه! ملیح و جوری که روحیه بگیره
عاشق رنگا و لباساست..عاشق دست بندای رنگارنگ و مهره ای،تیپای هنری و یا باکلاس
نه صرفا برای کسی! خودش این رو دوست داشت
به صندلیم تکیه زدم و ادامه دادم:
-به علاوه آیلین کلا سه تا دوست پسر قبلا داشت که بیشتر تو مجازی بودن
با مهراد رابطش جدی شد چون بهش علاقه داشت...مهرادم از علاقش
سوء استفاده کرد.
جمله آخرم رو زور زدم تا با بغض نگم!
دست برد و لیوان آب رو برد سمت لباش و تو این بین گفت:
-پس چه قدر خوب خواهرت رو میشناسی!
نیشخند زدم و آروم گفتم:
-نمیخوام راجبش بد فکر کنی!
بغض کرده گفتم:
-چرا شما تو این کشور این طوری فکر می کنید؟ هر دختری که به روزه..به خودش میرسه
عاشق لاک و رنگ و ارایشه
کسی که معاشرت و دوست داره و دختر و پسر براش فرقی ندارن...یعنی بده؟
یعنی دختر خراب و کثافتیه؟یعنی عوضی و پسته؟ یعنی مادر بدی میشه؟
چون گاهی شالش از سرش میفته لیاقتش نفرین و توهینه!؟

romangram.com | @romangram_com