#امیدی_به_بهار_نیست_پارت_148
-روحم مريضه اميد والا جسمم هيچ مرگش نيست ميداني مادر و خواهر و برادرم را از دست دادم؟ميدانستي چقدر تنها شدم؟اره؟
-نه چطور؟چي شده كه...
-تلفني نمي توانم همه چيز را بگويم بايد ببينمت من بهت احتياج دارم اميد
-كجا هستي؟
-بروجن وقتي براي هميشه از سامان جدا شدم مرا اورد اينجا و بدون هيچ پولي مرا ول كرد و رفت باور كن حتي پول ندارم نان بخرم پول ندارم خودم را به تهران برسانم و به گريه افتاد
-خيلي خوب گريه نكن گريه نكن ببينم چه كاري مي توانم برايت بكنم؟
-به خدا خيلي درمانده شده ام كه مجبور شدم بهت زنگ بزنم والا مزاحمت نمي شدم خودم ميدانم چقدر از من متنفري چقدر از من بدت مي ايد
-نه نه از تو متنفر نيستم بهار گريه نكن خواهش ميكنم افكار مرا به هم نريز من هنوز هم دوستت دارم شايد خيلي هم بيشتر بگذار ببينم چه فكري مي توانم برايت بكنم
-شايد باورت نشود براي اينكه از گرسنگي نميرم گدايي ميكنم شبها اين سرما دنبال جايي ميگردم كه پناهم باشد از هيچ كس نمي توانم كمك بگيرم باور كن حتي انتظار ندارم تو هم به دادم برسي
-خواهش ميكنم طاقت بيار بهار هر طور هست خودم را به تو مي رسانم گفتي كجايي؟بروجرد؟
-نه بروجن مي خواستم امروز گوشي همراهم را بفروشم هر جا بردم گفتند بايد كارت گارانتي و جعبه اش هم باشد به خدا ماندم چه كار كنم
-كمي ديگر طاقت بيار بهت قول ميدم خودم را بهت برسانم باشه؟ببينم همراهت شارژ دارد؟
romangram.com | @romangram_com