#نقاب_من_پارت_196
دست در موهايش فرو برد
?صداي زنگ خانه ?
هر دو به طرف صدا بر گشتيم
(سونيا)
چشمانم دو به دو سياهي ميزد دهانم کف کرده از تشنگي جاي گلوله در کنار کتفم امان از کفم بريد
پاهايم سست و بيمار گون مست کنان به سمت در ورودي عمارت سامي ميرد
جانم بالا امد تا زنگ در را فشار دهم
با ناله اي که قطعا ته فرياد من است زنگ را ميزنم
قامت زني سياه پوست جلويم قد علم ميکند
زن فرياد ميکشد
به پشت سرش نگاه ميکنم فردي به طرفم ميدود نميدانم خوابم يا بيدار
يک نفس ميکشم پشمانم سياهي رفت
دو نفس ميکشم دست هايم شل شد
سه نفس ميکشم از حال ميروم و فقط ميدانم در اغوش جسمي فرود ميايم و اين شد پايان درد هايم
مانيلا زن درشت اندام و سياه پوست و خدمتکار ديويد چنان جلوي در تب کرده بود ان شخص را نميتوانستم ببينم
با جيغي که کشيد و رويي که برگرداند دنيا بر دور سرم چرخيد
غرق در خوش نفس هاي عميقش
نگاه خيره اش
چشم هاي سبزش
وبسته شده
و نگاهش و فرود امدنش در يک لحظه
نميدانم خود را چگونه به او رساندم
در اغوشم مانند جوجه کبوتري زخمي بود
فرياد ديويد مرا به خود اورد
-سونيا؟
به سمتم هجوم اورد مرا کنار داد و سونيا را در اغوش گرفت:
romangram.com | @romangram_com