#نقاب_من_پارت_178


-توي اين چند وقت چيزي دستگيرت شد تونستي پيداش کني

رنگ از صورتم به وضوح پريد لال شده بودم که دوباره گفت:

-هوووووم؟ نشنيدي چه گفتم؟
-نه

عصبي گفت:

-يعني چي نه پس تاحالا چي کار ميکردي

پاهامو بغل کردم و گفتم:

-فقط فهميدم با کسي در ارتباطه


عصبي نفس نفس ميزد و گفت:

-با کي؟

به دروغ گفتم:

-دارم تحقيقات ميکنم به زودي ميفهمم به بهتون ميگم

سکوت بدي بين مارو پر کرده بود

سوالي مثل موريانه مغزم رو ميخورد و به ارومي با انگشتام بازي ميکردم و گفتم:

-يه سوال ميتونم بپرسم؟

فقط اخم کرده بود و اروم سرشو تکون داد و گفتم:

-تو....
نتونستم حرفي بزنم نفس عميقي کشيدم تا حالم جا بياد و دوباره پرسيدم:

-تو‌‌....‌‌‌‌‌‌تو هنوزم عاشقشي؟


romangram.com | @romangram_com