#نقاب_من_پارت_172

- راستي من ميرم عمارت اين يالغوز

لبخندي زد و گفت:

-ميدونم
-خوبه

کل مسير رو ساکت بوديم تا رسيديم دنيل تو حياط عمارت داشت شنا ميکرد از ماشين پياده شدم و بابت رسوندنم از کيوان تشکر کردم و رفت
بي توجه به دنيل داشتم وارد عمارت ميشدم که گفت:

-بيا اين جا

پرو گفتم:

-تو کار داري تو بيا اين جا

با دادش نصفه جون شدم و گفت:

-بهت گفتم بيا اينجا

اروم عين يه دختر حرف گوش کن رفتم پيشش لبه استخر ايستادم که گفت:

-منظورت از اون جمله چي بود؟
-کدوم جمله؟

-هموني که گفتي جونم برات ارزشي نداره
-منظور خاصي نداش....

متوجه لباس تنش شدم کتش بيرون استخر افتاده بود و با لباساي بيروني پريد داخل استخر و گفتم:
-ميمردي لباستو در بياري
-اينا مهم نيست جواب من بده

دست به کمر گفتم:

-جمله منم مهم نيست

داشتم از استخر دور ميشدم که با حس عقب کشيده شدن زياد وارد حجمي از اب شدم


romangram.com | @romangram_com