#نهال_پارت_252


_چی کار میکنی؟

از شنیدن صدای مرضیه اخم های نهال در هم رفت. با این حال حوصله کل کل کردن آن هم این وقت شب را نداشت.





این کتاب توسط کتابخانه ی مجازی نودهشتیا (wWw.98iA.Com) ساخته و منتشر شده است





_ببخشید! ندیدمتون!

مرضیه هم که تازه متوجه نهال شده بود. خودش را عقب کشید و گفت: دختره دست و پا چلفتی!

نهال نفسش را با حرص بیرون داد.

_معذرت میخوام!

_معذرت تو به چه درد من میخوره؟ زدی کل جونمو خیس کردی.

نهال چشم هایش را در حدقه گرداند. حتی نصف لیوان آب هم رویش نریخته بود ولی همین هم برای بهانه دادن دست مریه کافی بود.

_با اجازه من میرم بخوام!

نهال خواست برود که مرضیه محکم بازویش را گرفت.

romangram.com | @romangram_com