#مزاحم_دوست_داشتنی_پارت_145
با اينكه ميدونستم كارش خرابه ولی براش نماز وحشت خوندم به اضافه ي يس الرحمن....
از خدا خواستم كه ازش بگذره و امشب كمكش كنه تا واسش راحت بگذره...
با خودم فكر كردم كه شايد كار من از اون خراب تر باشه و اون پيش خدا عزيز تر باشه، كی خبر داره؟
مردن واقعا سخت و ترسناكه، بخاطر كارهايی كه توي اين دنيا انجام داديم و ميدونيم كارمون خرابه، وگرنه اگر خيالمون از كار هاي خوب و ثواب هايی كه جمع كرديم راحت باشه لحظه شماري ميكنيم براي اون دنيا و ديدن خدا...
كاش وقتی منم مردم يكی پيدا بشه برام نماز و قرآن بخونه....
ميدونم كه اونجوري آرامش ميگيرم و راحت ميشم...
*فصل بيستم*
امروز تيم ملی ايران با كره جنوبی بازي داره، اگه ايشالا ببره بدون چون و چرا ميريم جام جهانی.
البته اگه مساوي بشه هم تحت يه شرايط خاص بازم ميريم ولی خب ريسكش بالاستو بايد به برد فكر كنيم...
همه ي خاندان فوتبالی جمع شدن خونه ي ما، خيلی خوش گذشت....
وقتی همه لباس تيم ملی بپوشن و صورت هاشونو رنگی كنن و با شيپور همراه هيجان وصف نشدنی يه صدا تيمشونو تشويق كنن يه ورزشگاه كوچيك خانوادگی درست ميشه و معلومه كه حسابی خوش ميگذره....
بازي انقدر حساس و هيجان انگيز بود كه حتی يه دونه از تخمه ها شكسته نشد و يه بسته پفك هم باز نشد...
همه با دقت تمام ايستاده بازي رو تماشا می كردن و البته خانواده ي بازيكن هاي تيم مقابلو آباد می كردن!!!...
بلاخره بازي حساس با تك گل رضا قوچان نژاد تموم شد و ايران به جام جهانی صعود كرد، خونه از خوشحالی روي هوا بود و هيچكی سر از پا نميشناخت، بعد از يه مدت طولانی، صعود به جام جهانی براي همه شيرينه....
قرار شد همه بريم توي خيابون شادي كنيم...
اين تنها ما نبوديم كه اين تصميمو گرفته بوديم، اون شب كل ايران توي خيابون بودن!!!...
مردم ايران سر از پا نميشناختن و همه از ته دل باهم شعر ميخوندن و ميرقصيدن...!!!
romangram.com | @romangram_com