#می_گل(جلد_اول)_پارت_594

خاله خنده ي مستانه اي کرد و گفت:امان از دست اين جوونها....خب اشکال نداره...بمون پيش خودم شب برو...





-اگر اجازه بديد برم لباس بگيرم....





-برو گلم...ولي زود بيا که نهار و با هم باشيم!!





-شما نميايد؟؟؟





-نه عزيزم..من ميمونم نهارو درست ميکنم تو برو برگرد...اشکالي که نداره؟؟؟

romangram.com | @romangram_com