#می_گل(جلد_اول)_پارت_377


-اگر نبود تا الان تو سالم و باکره و خانوم نبودي!!!

مي گل خجالت کشيد..سرش و پايين انداخت و به ادامه صحبتهاي خاله گوش داد!!!

-پنجشنبه صيغه رو ميخونيم...موافقي؟؟؟

-اما خاله شهروز چي؟

-شهروز چي؟

-اون راضي نيست...يادتونه که تو نامزدي چي ميگفت؟

-اون با من...کاريت نباشه...پنجشنبه آماده باش!!!

-من مدرسه دارم!!

-بعد از مدرسه آماده باش...

-ولي خاله!!!

-واااييي....ولي نداره...اصلا قرار نيست اتفاقي بيافته...اين محرميت فقط و فقط و فقط براي اينه که گناه نکنيد..همين!!!

-باشه....


romangram.com | @romangram_com