#می_گل(جلد_اول)_پارت_327
-لحنش با حرص و عصبي بود!
--ديوونه ميدوني ساعت چنده؟
--آرمان...ترگل کودوم بيمارستان بستريه؟
--بيمارستان...!
-شهروز بدون خداحافظي گوشي و قطع کرد و از 118 شماره بيمارستان و گرفت و زنگ زد...
--بعد از گوش دادن به صحبتهاي طولاني اپراتور منتظر وصل شدن به اطلاعات شد.
-بله؟
--سلام آقا...ببخشيد ميخواستم بدونم بيماري به نام تر گل ضيايي اونجا بستري هستن؟
--گوشي!!!
-باز بايد با شنيدن موزيکي که پخش مبشد منتظر ميموند!
--بله؟
-باز سوالش و تکرار کرد!
romangram.com | @romangram_com