#ملیسا_پارت_166
- چی شده عزیز دلم؟
- متین فراموشم کن.
فریاد زد. گوشی رو به جای این که از گوشم دور کنم بیشتر بهش چسبوندم.
- چی می گی تو؟
زمزمه کردم:
- کاشکی چشمامو می بستم، کاشکی عاشقت نبودم، اما هستم
کاش ندونی بی قرارم، کاش اصلا دوست نداشتم، اما دارم
کاش ندونی که دلم واسه چشمات پر می زنه
کاش ندونی که میاد هر روز بهت سر می زنه
کاشکی بارون غمت منو می برد
کاش ندونی که نگاهم، خیره مونده به نگاهت
کاش ندونی که همیشه، موندگارم چشم به راهت
کاشکی احساسم و عشقت، دیگه می مرد
کاش گلاتو می سوزندم، کاش می رفتم نمی موندم، اما موندم
کاش یه کم بارون بگیره، کاش فراموشت کنم من، اما دیره
کاش ندونی که دلم واسه چشمات پر می زنه
کاش ندونی که میاد هر روز بهت سر می زنه
کاشکی بارون غمت منو می برد
کاش ندونی که نگاهم، خیره مونده به نگاهت
کاش ندونی که همیشه، موندگارم چشم به راهت
کاشکی احساسم و عشقت، دیگه می مرد
صدای گریه ام بلند شد و گوشی رو قطع کردم. چند بار زنگ زد اما من گوشه ی این اتاق خودم رو تو آغوش گرفته بودم و فقط زار می زدم.
***
- خانم شام آماده س.
- میل ندارم.
- خانم فرمودن.
@romangram_com