#مرا_دوباره_آغاز_کن_پارت_169


-اقا قرار بود یه کار هم واسه من هم واسه دوستم ردیف کنید.

محمدی شگفت زده لبخند میزند:ردیف کنم؟

-جور کنید دیگه.

-بدترش کردید که، خب با توجه به مدارکتون کاراتون اماده اس، فقط همین طور که قبلنم گفتم این کارای شما جنبه دلی داره، پول چندانی توش نیست.

-باشه مشکلی نیست.

شمیم باز هم زیر لب میگوید:جریان چیه؟ واسه هردومون!؟

پروین اعتنایی نمیکند:از کی کارمون و شروع کنیم،

-از فردا خوبه؟

-پس ما فردا میایم.

-خوش اومدید.

صدای در باعث میشود نگاه همگی به در خیره شود، مرد مسنی با سینی چایی داخل میشود.

-خسته نباشی پسرم.

-ممنون.دستتون درد نکنه.

مرد چایی ها را جلوی تک تکشان میذارد.


romangram.com | @romangram_com