#من_،_قربانی_یک_انتقام_پارت_150


يک ساعتي رو استراحت کردم و بعدش رفتم اشپزخونه و به صبورا خانوم ملحق شدم ..

فعلا بايد سعي مي کردم که بهزاد رو فراموش کنم و روي وظیفمم تمرکز کنم ... ولي اي کاش

يکي ديگه رو به جاي بهزاد مي فرستادن

يه هفته اي گذشته بود و کار من شده بود صبح بهزاد رو از خواب بیدار کنم ... بعدش برم

اشپزخونه کمک ... البته چیزي زيادي که بلد نبودم کل کمک کردنم تو حاضر کردن صبحانه يا

خورد کردن مواد بود ... لا به لا اگه بهزاد کاريم داشت مجبورا انجام میدادم ... نمیدونم چرا اينقدر

جدي تو نقشش فرو رفته بود ... رفتاراي مشکوکي هم از حمید و ترنم نديده بودم ... حمید هر روز

مي رفت بیرون و هفت شب بر مي گشت اکثر اوقات بهزاد همه همراهش مي رفت ... ترنم هم

زماني تو خونه قابل رويت بود که بهزاد حضور داشت ..

يه يکي دو روزي بود که متوجه زمزمه هايي میشدم ولي ازش سر در نمیاوردم ...

امشب جمعه شب بود و بازم مهمونیه هفتگي حمید با اين تفاوت که قرار بود اينبار منم شرکت کنم

و من بايد کنار بهزاد مي بودم ... البته تا اينجاش خوب بود قضیه از اونجايي سخت میشد که نقش

من يه خدمتکار نبود بلکه بايد به عنوان دوست و همراه بهزاد وارد مهموني میشدم ...

نمیدونم چرا بهزاد بهم نمي گفت که قضیه از چه قراره ... شايد خودش هم خبر نداشت هر چند که

بعید میدونستم ... تو اين چند وقتي که ديده بودمش فهمیده بودم تو کارش زرنگ تر و باهوش تر

از اين حرفاست

حولم رو پوشیدم و از حموم بیرون اومدم ... با ديدن لباسي که رو تختم بود نا خدااگاه يه ابروم

بالا رفت ... حتما کار صبورا خانوم بود

لباس رو زا رو تخت برداشتم .. يه پیراهم ابي فیروزه اي بود بلنديش تا روي زانوم بود و دامنش

حالت پلیسه داشت دور کمرشم با روبان به صورت پاپیوت بسته شده بود و سه تا بنداز هر طرف

رو شونه هام قرار مي گرفت ... خیلي به تنم قشنگ بود انگاري براي خودم دوخته بودن ...موهام

رو خشک کردم ... الان ديگه خیلي بلند شده بود اخه خیلي وقت بود نزده بودم و تقريبا تا بالاي

کمرم مي رسید ... ناخونام رو هم لاک نقره اي زدم ... يه کفش نقره اي پاشنه پنج سانتي هم

پوشیدم کیف ستش هم رو تخت بود ولي فکر نکنم تو خونه نیازي به کیف باشه ...

يه بار ديگه برگه اي رو که روي تخت بود رو از رو خوندم . 9پوشیدن لباس . 0درس کردن مو 3

. لاک زدن . 4پوشیدن کفش . 5ارايش کردن و عطر زدن . 6ست جواهرات

من نمیودنم يعني واقعا نیاز بود که واسم برنامه بچینن و منم مو به مو انجام بدم ؟

سايه رو که کلا فاکتور گرفتم ... يه ريمل به مژه هام زدم و با زدن يه رژگونه کمرنگ و يه رژ لب

مسي سر و ته قضیه رو هم اوردم ... از عطري که بالاي میز بود استفاده کردم و به گردن و مچ


romangram.com | @romangram_com