#من_،_قربانی_یک_انتقام_پارت_147

زير يه لب يه بد اخلاق بهش گفتم که فکر کنم نشنید ! يهتر حوصله ي بقیه اخم و تخماشو

نداشتم

بهزاد : بهتره ضايه بازي در نیاري و سوتي ندي ... من اينجا امیر رستگارم متخصص مغز و اعصاب

که در لندن زندگي مي کنم و براي قرداد بستن و انجام کار شراکتي با حمید به اينجا اومدم ... در

ضمن حواست باشه طوري فردا خودت رو نشون بدي که مثلا من نمیشناسي ... از اين به بعد سعي

مي کني همه چیز رو دقیق تر در نظر بگیري ... من کارهاي بیرون رو کنترل مي کنم ... شب بخیر

بدون مکثي در حموم رو باز کرد و بعدش هم از اتاق خارج شد ... حالا من بودم که به جايي که

ايستاده بود خیره شدم ...

اه ... حالا نمیشد اين نیاد ... به جاش يکي ديگه میومد ... مثلا کي ؟ چه میدونم ماهاني شهابي يا

هر کس ديگه ... لابود يه چیز مي دونستن که اينو اوردن ديگه

با خمیازه اي که کشیدم به اين نتیجه رسیدم که مثلا مي خواستم بخوابم و اين اقا بهزاد ارامش ما

رو سلب کردن ... سعي کردم ذهنم رو ازاد کنم و خودمو به تخت بسپارم ...

ساعت هفت صبح با صداي تق تق از خواب بیدار شدم

- بله ؟

صبورا خانم : ترلان جان ؟ دخترم بیدار شو يه دوش بگیر و لباس مناسب بپوش يک ساعت ديگه

صبحانست حمید مهمون داره

- چشم شما بفرمايین ... منم میام

کل حموم کردنم بیست دقیقه هم نکشید ... جلوي موهام رو سشوار کشیدم و يه جین مشکي و يه

بلوز استین بلند قرمز پوشیدم ... موهام رو با کش پشت سرم بستم و تقريبا يه ربع به هشت بود

که از اتاقم خارج شدم

مستقیم به اشپزخونه رفتم و به کمک صبورا خانم میز رو چیديم ... راس ساعت هشت اول حمید

بعدش بهزاد يا به قول خودش امیر و بعدش دختري که تا اون لحظه نديده بودم اومدن و سر میز

نشستن ... طبق معمول حمید سر میز دختره سمت راستش و بهزاد سمت چپش نشستن

حمید : چرا اونجا ايستادي و برو بر منو نگاه مي کني دختر ... بیا کنار ترنم بشین

به تبعیت از حرفش کنار دختري که ظاهرا اسمش ترنم بود نشستم ... و گفتم : سلام

حمید : علیک سلام ... ايني که میبیني کنارت نشسته دخترم ترنمه

و به بهزاد اشاره کرد و گفت : ايشون هم دکتر امیر رستگار هستن که براي مدتي اينجا هستن ...

تو هم تا زماني که ايشون اينجا هستن وظیفه داري در خدمتشون باشي و اوامرشون رو مو به مو

انجام بدي

با اين حرفش دهنم از تعجب باز دومتر باز موند ... اين الان چي گفت ؟ من ؟ بشم خدمتکار اين ؟

romangram.com | @romangram_com