#من_،_قربانی_یک_انتقام_پارت_137
حدود سه برابر اون سودي که از قرداد بستن با شرکت ايراني میتونیم داشته باشیم
من نمیدونم اين پدر و پسر چقدر چرا اينقدر اصرار دارن
عمو : حالا مگه سود داشنن چه تاثیري داره ؟ ما اينجا هم میتونیم سود بدست بیاريم .. بهتر از اينه
که خودمون رو تو دردسر بندازيم
امیر علي : شايد ... ولي يه چیزي اين وسط هست
سعید : چه چیزي ؟
امیر علي : ما قرداد رو امضا کرديم
من و ماهان و بهزاد و فريد وسعید يهو گفتیم : چــــــي ؟
امیر علي : من کاملا با اين قرداد موافقم ... از اين قرداد سود زيادي بدست میاريم ... اون يکي از
بهترين سرمايه گذاران و شرکت دارانه اماراته ... من طي سفري که هفته پیش به امارات داشتم
قرداد رو امضا کردم
خدا رحم کرده شوهر خاله مديرعامله ...
اينبار شوهر خاله که از اول جلسه ساکت بود سکوت رو شکست و گفت : فکر مي کردم اين کار
من باشه
امیر علي : منو ببخشید جناب صفوي ... ولي من چاره اي نداشتم ... اگه با توافق قرداد موافقت نمي
کردم ممکن بود خیلي دير بشه ... در هر صورت درسته که قرداد عقد شده اما جاي امضاي شما به
عنوان مديرعامل و همه کاره کارخونه خالیه براي امضا و ثبت مراحل قانوني
بابا : امیر علي جان فکر نمي کني قبلش بايد يه مشورت مي کردي ؟ ... درسته که شما بچه ها از
همه نظر در جريان کاراي کارخونه هستین اما صرفا چون وارثین هستین ... وگرنه سهام داراي
قانونیه اين کارخونه من و علیرضا و فرهود و مسعود و محمود هستیم ... شايد بهتر بود قبلش يه
ندايي میدادي ؟
تا حالا بابا رو اينقدر جدي نديده بودم ... البته به جز اون روزي که سر اون دختره ترلان با من
بحث کرد ... که اون موقع هم عصباني بود نه مثل الان خونسرد و اينقدر جدي
امیر خواست جواب بابا رو بده که باز هم فراهاني بزرگ پیش دستي کرد : من بهش اجازه دادم ...
خودتون میدونین که سرمايه منم تو اين کارخونه هست پس مطمئنا بد اينجا رو نیمخوام ... به نظر
من اين بهترين تصمیمي بود که میشد گرفت
اينبار مسعود فرهاني مداخله کردو گفت : در حال بايد يه مشورتي میشد ... بگذريم ... حالا که
ديگه کار از کار گذشته
- فسخ قرداد چه قدر ضرر میزنه ؟
امیر علي : تو چیکار به فسخ قراداد داري ؟
romangram.com | @romangram_com