#مهسا_پارت_76
-اووووه...چه با شدت دوسش داری...
-عاشقشششششممممم...
-(شکلک ناراحت)
-تو چرا ناراحت شدی؟
-شیطونه میگه برم خواننده بشم تا بفهمی تتلو بهتره یا نیما؟....
-جان من؟...ببین اسم مستعارتم بذار شپلووووو...(شکلک خنده دار)
-دیگه چی؟...تعارف نکن یه دفه بگو هپروت...
-اینم خوبه...
-شانس اوردی الان دستم بهت نمیرسه ولی فردا رو ازم نگرفتن...وقت هست حالتو جا بیارم...
-مثلا فردا میخوای چیکار کنی؟
-حالا...خب اگه اجازه بدی بریم بخوابیم که هلاک خواب شدم...
-دور از جون...شب بخیر شپلوووو...
-از دست تو...شب تو هم خوش...
وای خستگی از تنم در رفت...امشب با تمام شبهای پیشم فرق داشت...نیما اصلا مثه گذشته بهم اس نمیداد...نه خشک بود ونه رسمی ومغرور...نیما بود وکلی شیطنت...هرچی هم بهش میگفتم ناراحت نمیشد...پیاماشو دوباره از اول خوندم وهر کدومشون رو چندبار ب*و*سیدم...پتو رو روی خودم کشیدم وبه سقف اتاق خیره شدم...چهره خندون وچشمای مهربونش مدام جلوی چشمام می اومد...حالا دیگه مطمئن شدم که دوسش دارم...یاد فردا و برخورد باهاش افتادم...بعد اون ب*و*سه چطور تو چشماش نگاه کنم؟یعنی فردا چی میشه؟...چطور باید باهاش رفتار کنم؟...به پهلو خوابیدم وپتو رو روی سرم کشیدم...انگار اینطوری نیما نمی تونست منو ببینه...نمی دونم چقد به نیما فکر کردم که چشمام گرم شد وبه خواب شیرینی رفتم...
***
-صد دفه بهت گفتم پیراهن منو درست اتو کن...چرا متوجه نمیشی؟
-آقا بخدا من....
@romangram_com