#ما_پنج_نفر_پارت_385
زنگ در رو زدم ک در بدون هیچ پرسش و پاسخی با صدای تیکی باز شد...
از حیاط رد شدم و وارد خونه شدم...
خاله رو دیدم ک نزدیک در ورودی ایستاده
وقتی منو دید با خوش رویی گفت:
_سلام عزیز دلم خوش اومدی
_ سلام خاله جون خوبین؟
_ممنون عزیزم بیا تو!
وارد ساختمان شدم ک صدای خاله بلند شد
_عزیزم با ساغر کاار داری؟
_بله خاله
_فعلا بشین ی چیزی بخورر بعد هم خودت برو ساغر رو بیدار کن .
_چشم
یکم با خاله از دوبلاژ حرف زدیم و خاله گفت که فیلم جدیدی که با صدای من دوبله شدرو دیده و خیلی تعریف کرد بعد از کمی حرف زدن خاله گفت:
romangram.com | @romangram_com