#ما_پنج_نفر_پارت_311
اتفاقا هزار تا دوست دختر رنگ وارنگ داشتم اما من آدمیم که اگه تعهد بدم تا آخرش می مونم اینو می تونی از هرکسی که دلت بخواد بپرسی ببین ساغر مادر من اصرار شدیدی به ازدواج من داره و از من می خواد که با دختر خالم ازدواج کنم ولی من دوستش ندارم پریروز که مامانم بحث دختر خالم رو وسط کشید و من مخالفت کردم ازم خواست که خودم کسی رو پیشنهاد بدم و منم وقتی خواستگاری امیر از لعیا رو دیدم به فکر خواستگاری از تو افتادم راستش از تو خوشم میاد.
اخلاقت، رفتارت و کارهات منو جذب می کنه.
ساغر اگه تو قبول کنی روزی که بر می گردیم رسما میام خاستگاریت...
ساغر قول می دم خوشبختت کنم.
_ ینی چی من منظورت رو نمی فهمم داری می گی بخاطر این که جنابعالی از دست اصرار های مامانت خلاص شی من یه عمر خودمو بدبخت کنم و بیام زن صوری تو بشم؟
_نه نه ساغر.
اشتباه متوجه شدی. من نمیگم بیا زن صوری من شو دارم به طور معمولی ازت خواستگاری می کنم و اگه قبول کنی مثل عرفان فاطمه باهم زندگیمونو می کنیم.
_نمی دونم آ لطفا بهم فرصت بده.
_باشه هر چقدر تو بخوای بهت فرصت می دم فقط امیدوارم جوابت مثبت باشه....
دستهام مشت شده بود و حال درستی نداشتم پله ها رو یکی یکی پایین اومدم وارد اتاق شدم و درو قفل کردم. نمی تونم حسمو توصیف کنم یه حس گنگی دارم .
خدایا کمکم کننن!!..
ساغر:
romangram.com | @romangram_com