#ما_پنج_نفر_پارت_289
چی کارکردی باخوت؟
_چیزی نیست خوب میشه!
_باباداره مث رود ازش خون میاد بعد میگی چیزی نیست؟
از سروصدای ما احسان اومد تو آشپزخونه وگفت:
چیزی شده؟
ساغر: بله خانم دستشونو بریدن.
احسان اومد طرفم گفت :
ببینم چی شده وخواست دستموبگیره که نذاشتم و دستموکشیدم کنار! باعصبانیت گفت:الان وقت لجبازی نیست بده ببینم چی شده ساغر تو هم برو کمک های اولیرو بیار؟
_کجاست داداشی؟
_توی اتاق زیرتخت.
ساغر باشه ای گفت و سریع رفت.
احسان اومد سفت دستموگرفت نگاهی بهش انداخت.
_زیادعمیق نیست!
romangram.com | @romangram_com