#ما_پنج_نفر_پارت_281
_شروع!
این دفعه توپ دست اون تیم بود. لعیا توپ و انداخت جلوی پای آروین و آروین وقتی توپ و گرفت به جلو حرکت کرد و به طرف امیر پاس داد همینطور که جلو می اومدن امیر به عرفان پاس داد.
خلاصه فقط داشتن پاس کاری میکردن نگاهی به ساغرکه کنارم وایساده بود انداختم و گفتم ساغر بیا شلوغ کنیم حواسشون پرت شه .
ساغر هم قبول کرد.
به احسان که اونورتر وایساده بود زیرلب گفتم:
ماحواسشونو پرت میکنیم شما توپ و بگیرید احسان سرشو تکون داد و رفت جلو .
نگاهی به ساغر انداختم و سرمو تکون دادم هر دو باهم شروع کردیم به جیغ و داد کردن و شلوغ کردن. اونا که توپ دستشون بود حواسشون پرت شده بود،
داشتن به دیوونه بازی ما نگاه میکردن که احسان از فرصت استفاده کرد و توپ و از زیر پای آروین کشید بیرون و اونا تا به خودشون اومدن احسان توپ و شوت کرده و رفت تو گل!
همه باهم جیغ زدیم
_گلللل!!
گلللل!!
romangram.com | @romangram_com