#ما_پنج_نفر_پارت_264

_سلام خانوما!

نگاهی به بالای سرم انداختم دو تا پسر وایساده بودن..

لعیا: علیک سلام.

_میتونیم بشینیم..

داشتن به جای فاطمه و عرفان که خالی بود اشاره میکردن.

_نخیر جای کسیه؟

_میشه باهم بیش تر آشناشیم؟سارا: نخیر آقا نمیشه بفرمائید لطفا.

_وای ناناز صدات چقد مث خودت نازه و رو به پسر کناریش گفت: صداش خیلی آشناس مگه نه ؟

سارا: آقا لطفا احترام خودتو نگه دار.

امیر: آقای به ظاهر محترم با این خانوما چی کارداری؟

_ب شما ربطی داره؟

امیرخواست به طرفش بره و احیانا یه فوشی بهش بده که آرسام اومد و روبه امیر گفت: امیر داداش بیخیال شو.

رو به پسرا گفت : آقایون این خانما با ما هستن..

پسرا دیگه چیزی نگفتن و رفتن...

romangram.com | @romangram_com