#ما_پنج_نفر_پارت_258

_خب چه کاری؟

_ببین بهش بگو که یکی دیگرو دوست داری!

_چی؟ حالت خوبه؟ من برم بگم یکی دیگرو دوست دارم بعد اون نمیگه که تو کیو دوست داری؟

_خب...اووووممم....بگو که یکی از بچه های دانشگاه و دوست دارم.

_کدوم بچه دانشگاه؟

_زهرا این تنها راهیه که میتونی بابات رو منصرف کنی

_سارا خب من بگم کیو دوست دارم؟_بگو منو دوست داری و چشمکی زد.

_بی مزه!

همون موقع در باز شد و ساغی و لعی و فاطی وارد شدن.

ساغر: دو تا آبجی ها بدجورخلوت کردین.

_اولا سلام دوما آبجی ساغی تو چرا حسودیت میشه؟

ساغر یه ایش کشداری گفت و ادامه داد: کی حسودی کرد باو همینجوری گفتم!

_بله میدونم.

دخترا داشتن به بحث ما میخندیدن.

romangram.com | @romangram_com