#لالایی_بیداری_پارت_141
آیدا: چه جالب. کاش منم بودم.
شراره: آره اگه بودی خیلی بهت خوش میگذشت. این آرام به همهامون زور میگفت اما خودش هیچ کاری نمیکرد.
با استفهام نگاش کردم و گفتم: یعنی چی؟ دربارهی چی حرف میزنید؟
السا: داریم در مورد چهارشنبه سوری میگیم. ظاهراً آیدا غیر آتیش روشن کردن و پریدن از روش چیز دیگهای ازش نمیدونه.
ابروهام پرید بالا.
من: جداً؟
آیدا: آره من هیچی نمیدونم. بچه ها یه چیزایی گفتن اما میشه دوباره خودت کامل برام بگی؟ من چهار شنبه سوری و خیلی دوست دارم.
شراره: کیه که نداشته باشه. یادش بخیر توکوچه آتیش روشن میکردیم دخترا یه ور پسرا یه ور بعد تا آخر شب چشم هم و در میاوردیم. هـــــــــــی چه کیفی می داد.
همه بلند خندیدیم.
رو به آیدا گفتم: چهارشنبه سوری یه مراسم خیلی قدیمیه و چون وابسته به هیچ مذهبی نیست یعنی یه کار مذهبی نیست برای همین تقریباً همه ی مردم ایران انجامش میدن و ازش لذت میبرن.
romangram.com | @romangram_com