#کوچ_غریبانه_پارت_173
-پوزخند نزن،وقتی کار پیدا کردم بهت می گم چه کاری ازم بر میاد.
-حالا گیریم کار گیر آوردی،سحرو می خوای چی کار کنی؟
-واسه اونم یه فکری می کنم.مگه بقیۀ خانومای کارمند چی کار می کنن؟
-باشه،حالا فعلا برو لیست وسایلو بنویس.اگه تونستی کار پیدا کنی منم حرفی ندارم.به شرط این که کار کردنت مانع آسایش من و سحر نشه.
ظاهرا صحبت مرا شوخی گرفته بود،چون جمله اش با لبخندی تمسخرآمیز همراه بود.
دو ماه بعد وقتی با تلاش و پیگیری مسعود،شغلی در یک شرکت معتبر گیر آوردم،مخالفتش را به روی خود نیاورد،فقط با لحنی بی اعتنا گفت:
-امیدوارم درآمدش اون قدر باشه که مجبور نشیم یه مقدار روش بذاریم بدیم مهد که از سحر نگهداری کنن.
***
1-2
romangram.com | @romangram_com