#کیارش_پارت_89

طنین - ممنون!
کاوه لبخند مهربونی زد و گفت:
کاوه - خواهش میکنم نميدونم دفعه قبل که مزاحم تون شده چکار کردین که کیارش و آریان اینقد از دست تون شکارن ولی از این به بعد بیشتر مواظب باشید!
خودمو جمع و جور کردم و گفتم:
- هیچ کاری نکردن بگذریم کاوه تو سرداری؟
کاوه بادی به غبغب انداخت و گفت:
کاوه - بله!
من و آریان همزمان گفتیم:
من و آریان - اییییول!
بعد نامحسوس بهم نگاه کردیم و و دوباره همزمان گفتیم:
من و آریان - عجب تله پاتی قوی داریم ما!
برگشتم به آریان نگاه کردم دهن باز کردم که بگم چرا هرچی من ميگم تو هم میگی که آریان گفت:
آریان - چرا هرچی من ميگم تو هم میگی؟
چشمام گرد شد و متعجب گفتم:
- منم ميخواستم همین و بگم!
همه خندیدن جز طنین و طناز دخترای لوس جمع، من و آریانم خندیدیم شونه ای بالا انداختم و گفتم:

romangram.com | @romangram_com