#کیارش_پارت_228
صدای هق هقم بلند شد آریان بغلم کرد و من تو بغلش گریه میکردم و بی توجه به هیس گفتنای پرستارا هق هق میکردم!
********
سه سال بعد...
آی خدا دلگیرم ازت...
آی زندگی سیرم ازت...
آی زندگی میمیرم و عمرم و میگیرم ازت...
چه اعتراف تلخیه...
انگار رسیدم ته خط...
وقت خلاصی از غم است...
آی زندگی سیرم ازت...
( آی خدا دلگیرم ازت از محسن یگانه )
داشتم گریه میکردم، امروز طنین دوبار ایست قلبی کرد، روز تولدم نزدیک بود... نزدیک بود... نه! نه این امکان نداره، طنین به هوش میاد و چشماشو باز میکنه من مطمئنم!
- طنین خانم امروز سی و سه ساله میشم تورو به مقدساتت به هوش بیا دیگع بسه هر چی خوابیدی!
داد زدم و همزمانم خودم و میزدم:
- بسمه دیگه، به خدا بسمه دیگه این کیارش نمیتونه تحمل کنه داری داغونم میکنی بسمه!
پرستارا اومدن و به زور من و از ICU بیرون کردن و دم در ICU هم دوتا نگهبان من و از بیمارستان به زور آوردن بیرون، داد میزدم:
romangram.com | @romangram_com